نویسنده : مهرشاد - ساعت ۱٢:٢٧ u200eب.ظ روز دوشنبه ٩ دی ۱۳٩٢ خدایا کوچک است .نمیداند . نمیتواند . منِ پدر دستانم گره خورده است . پایم شکسته است . در چشمانش نگاه کن . دستش را بگیر . پا به پایش شو . فریاد درون گلوی خسته ام شکسته است ...